تبلیغات
آوای ققنوس - مژده

مژده

شنبه 27 اسفند 1390 23:16نویسنده : حمید خدابخشی

 

رسید مژده که آمد زمان وصل و لقا

به فصل سرد ولیکن به گرمی تن ها

 

به شکر میگذرانم که سهل واقع شد

به استجابت آن مویه ها و شیون ها

 

به رغم خیل حسودان دل سیه سیرت

پراکـنـَـد همـه جادوگران و ریمن ها

 

سپـاس گویم و شـکر ای نشـاط عالم غیب

که داده ای سر و سامان و کام و ایمن ها


آخرین ویرایش: - -

 
سه شنبه 10 مرداد 1396 20:18
You really make it appear really easy together with your presentation however
I to find this matter to be really something which I
feel I'd by no means understand. It seems too complex and very
large for me. I am having a look ahead on your next put up, I'll
try to get the hang of it!
سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 01:11
Thank you a lot for sharing this with all folks you actually understand what you're speaking
approximately! Bookmarked. Please additionally talk over with my website =).
We could have a hyperlink exchange agreement between us
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:15
Wonderful post however , I was wondering if you could write a litte more
on this subject? I'd be very thankful if you could elaborate a little bit further.
Thanks!
دوشنبه 29 اسفند 1390 23:35
سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…


عیدتووووووووووووووون مبارک
دوشنبه 29 اسفند 1390 22:54
ممنون دوستم
تغییراتی که گفتی به جا بود و انجامشون دادم
راستی درمورد عقیدم به شعرات هیچی نگفتی!
یا علی
یکشنبه 28 اسفند 1390 22:19
سلام دوستم
حمیدجان من اصن با نظز نگار و دیگر همکارات موافق نیستم
اگه وقتی شعر میگی مخاطبت اطرافیان و جامعت باشه وقت و استعداد شاعریتو باختی چون این اطراقیان و جامعه با رفتن تو از بین میرن ÷س تموم داشته هاشون که شعر تو هم جزئی از این داشته هاست از بین میره
به نظر من اینکه شعر حافظ و مولانا و سعدی هنوز پا برجاست بخاطر اینکه اونا فقط آدمای اطرافشون رو نمیدیدن مخاطب اونها خدا و دل و روح آدمها بوده چیزهایی که همیشه ثابته و با گذر زمان از بین نمیره
اگه قرار بود حافظ برای زبون آدمای زمان خودش شعر بگه شعرش اینقد ماندگار نبود اینهمه معنا و مفهوم متفاوت نداشت
چه اشکالی داره بذار شعرت ثقیل باشه تا به دل اهل شعر بشینه
شعر باید تو هر زمانی یه معنای خاص داشته باشه تا ماندگار بمونه
پس به حرف آدمایی که میخوان شعرتو به راحتی بفهمن گوش نکن بذار برن دنبالش و معناهاش رو کشف کنن
یا علی دوستم
یکشنبه 28 اسفند 1390 09:07
شعرت از نظر ادبی قشنگه احساس در آون موج نمی زنه اما از نظر شعری دارای صلابت خاصیه..
مفاهیم و معنی شعرت رو دوس داشتم
یکشنبه 28 اسفند 1390 08:33
ببخش داداش حمید
شما زیاد حافظ می خونی؟؟؟
منم هروقت حافظ می خونم به قول عموم می رم تو قر 8 کلماتم جملاتم تاریخی و قدیمی می شه ....
شعرت خیلی قشنگ و پرمعنی بود مطمئنم حتی اگه کسی معنی کلمه هارو ندونه می تونه باهاش احساس خوبی پیدا کنه
راستی داخل شعر قبلیت قافیه نداری انگار چون هرقت ردیف هست قافیه هم باید باشه



می دونی به نظرمن اگه میخوای شعرت بین جوون های امروز و میانسالای فردا و پیرمردای پس فردا رواج پیدا کنه باید یکم با ربون خودشون حرف بزنی ....

ممنون که منو قابل دونستین درباره ی شعر خوشگلتون نظر بدم آدم وقتی این شعر شمارو می خونه یاد حافظ خدابیامرز می افته اینکه ازم پرسیدین مث اینکه حافظ خدابیامرز ازم پرسیده باشه باسه همین خیلی خوشحالم
راستی ببخشین شما شغلتون چیه مگه؟؟؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر