تبلیغات
آوای ققنوس - کمان ابرو

کمان ابرو

جمعه 18 آذر 1390 20:36نویسنده : حمید خدابخشی

 

 


بودش کمانِ ابرو و طاقش کمان نبود
بختـش بلنـد و پهنـۀ این آسـمان  نبود 

پنداری آن دو زلفِ شبَـق تا میان سرو
بر قامتش کشیده و شب همچو آن نبود

نرگس خمار کرده و با زخم  صد رقیب
با غیر سـر گشاده و بـا مــا زبـان نـبـود

مژگان حصار گشته و پلکش حجاب ما
نادیـده  رخ  بـتـابـد  و  بر ما  گـمان  نبود

جانم  ز دستِ  مستِ کمان ابرویی  ستان
کـز تیـر ناوکش  دل  من  در امان  نبود

افسوس میخورم  که چرا کشتـۀ غـمـم ؟
تیر قضا و بخت و قـدَر ایـن چـنـان نبود

فی الجمله  در نیاز کشد  آخرش  مرا
کس بس به جان بی قـدَر من ضمان نبود

 

 


آخرین ویرایش: چهارشنبه 28 دی 1390 22:28

 
چهارشنبه 28 دی 1390 20:43
دوشنبه 26 دی 1390 13:42
سلام ممنونم لطف داری مرسی بهم سرزدی........باز بیا
سه شنبه 22 آذر 1390 17:20
زیباست
شنبه 19 آذر 1390 11:22
سلام...
چ زیبا...
+ممنون از دعوتت...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر